ایرانیان نخستین ملتی بودند كه به رمز و راز عدد هفت آسمانی پی بردند
عدد هفت در نزد ایرانیان از دیرباز تاکنون عددی مقدس و مشهور بوده . از میان همه اعداد , عدد هفت همیشه مورد توجه مشرق زمین و به خصوص ایرانیان قرار داشته ‚ اغلب در امور ایزدی و نیک و گاه در امور اهریمنی و شر به کار میرفته است .
ولی اکثر موارد در جهت نیت پاک ومینوی و مقدس استفاده می گردیده . وجود بعضی عوامل طبیعی مانند تعداد سیاره های مکشوف جهان باستان و همچنین رنگهای اصلی‚ سبب برتری و جنبه ماوراطبیعی این عدد گردیده است. با توجه به آیین کهن میترائیسم ایران که قدمتی بیش از پنج هزار سال دارد بایستی بپذیریم که ایرانیان نخستین ملتی بودند که به رمز و راز این عدد آسمانی پی بردند . تمدنهای بسیاری در مشرق زمین و به خصوص خاورمیانه شکل گرفت که پایه های تمدن بشری محسوب می شوند ولی نکته جالب آن این است که از میان همه آنها تنها تمدن ایران باقی ماند و به عبارتی همه تمدنهای اطراف به نوعی یا در تمدن ایران حل شدند و یا از میان رفتند .
ملتها و تمدنهای اطراف ایران نیز به پیروی از ایرانیان مهرپرست و مهر اندیش متوجه سیارات شده بودند و رمز و رازی اهورایی را یافته بودند و در نتیجه به صورت نماد شگون می پرستیدند. آنچه که شواهد نشان می دهد میترائیسم ایرانی تاثیر گذار ترین آیین در ادیان جهان بخصوص در مسیحیت بوده است در تاریخ ایران و بناهای بازمانده از دورههای تاریخی گوناگون، توجه به عدد هفت مشهود است. دور تا دور قلعه همدان (هگمتانه) پایتخت مادها، دارای هفت دیوار بوده است كه كنگرههایی به رنگهای مختلف داشته اند. داریوش بزرگ با شش تن دیگر از نجبای ایران هفت تنی را تشكیل دادند كه دست به دست هم دادند و گئومات مغ دروغین كه بر ضد كمبوجیه پادشاه هخامنشی قیام و سه ماه بر مردم ایران حكومت كرد را از تخت پادشاهی سرنگون كردند . در نقوش نقش رستم بالای آرامگاه داریوش بزرگ در دو طرف، شش نفر وجود دارند كه با خود داریوش بزرگ ، هفت نقش را تشكیل دادهاند . از سوی دیگر عدد هفت در نزد ایرانیان به عنوان یک نماد انرژی اهورایی نیز مطرح است . به طوریکه در برخی از نقوش فرشهای دست بافت محلی یا گلیم های ایرانی دور تا دور دایره میانی آنها با هفت رنگ مختلف تهیه شده است تا انسانی که بروی آن استراحت میکند از نیروی آرامش بخش اهورایی آن برخوردار شود .
هفت وادی میترایسم در ایران ( کهن ترین سند تاریخ )
هفت باور نیک ایرانیان باستان
از دیگر باورهای کهن ایرانیان که بر پایه هفت می باشد میتوان به این موارد اشاره نمود :
هفت ایزدان آریایی
هفت طبقه زمین
هفت طبقه آسمان
هفت اقلیم , هفت کشوری که در طول تاریخ تحت کنترل ایران بودند
هفت دریا
هفت ایزد در مذهب مانوی در زمان ساسانیان
هفت پیکر نظامی گنجوی
هفت خان رستم : خوان اول رخش شیر را کشت , دوم چشمه آب به رهنمایی غرم به رستم پیدا گشت , سوم رستم اژدها را کشت , چهارم زن جادوگر را هلاک کرد , پنجم دوگوش دشتبان را برکند , ششم ارژنگ دیو را بکشت , هفتم دیو سپید را به قتل رساند .
هفت آتشکده کهن ایرانیان : آذرمهر , آذرنوش , آذربهرام , آذرآیین , آذرخرین , آذربرزین , آذرزرتشت ادامه
و همچنین دهها ضرب المثل و کلمات عامیانه ایرانی همچون :
هفت پشت یا هفت نسل یا هفت جد , هفت اخگر نیاره , هفت الوان , هفت خزینه , هفت خط , هفت حکایت , هفت خال , هفت رنگ , هفت قلم آرایش , هفت گنج پرویز , هفت چشمه , ترشی هفته بیچار و . . .
نفوذ هفت مقدس ایرانی در نزد ملتهای دیگر
عجایب هفت گانه دنیا
هفت شهر طلسم نمرود
هفت شب روز بلای قوم عاد
هفت فرشته مقدس در نظر بنی اسرائیل
هفت گاو فربه و هفت گاو لاغر که فرعون به خواب دید
هفت نفر اصحاب کهف : یملیخا , مگشلینیا , مشلیتیا , مرنوش , دبرنوش , شادنوش , مرطونش
شاید بخاطر فراز و فرودهایی كه با این عدد در كنار تاریخ ایران زمین داشته ایم. عدد هفت عددی متمایز از دیگر اعداد نزد ایرانیان است.
منبع : www.hamazoor.ir

ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود
************************
ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد.این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟حیرت آور است!من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهدداشت! نظر تو چیست پسرم؟
پسر حیران و گیج جواب داد:پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟
چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟
پدر گفت:پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند.
در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست!
به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!
فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت:
" ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم."
روز تولد
با وجودیکه روز تولد برخی از خصیصه های مهم شخصی را توصیف می کند، اما از درجه اهمیت کمی در عوامل هسته مركزی برخوردار می باشد. روز تولد تاثیر تقویت کننده بر مسیر زندگی (عدد تقدیری) دارد. بعبارتی، می توان گفت که عدد روز تولد بعنوان اصلاح کننده در مسیر زندگی (عدد تقدیری) می باشد. روز تولد اطلاعات بیشتری راجع به فردیت و چگونگی تاثیر شخص بر روی مسائل را تعیین می کند.
خصیصه ها و ویژگی هائی وجود دارد که شخص با خود به این زندگی آورده است که بسیار مهم و حاکم بر زندگی هستند.
روز تولد صرفا ابزار دیگری است جهت خودشناسی. اگرچه که بطور باور نکردنی کمک کننده و درست و دقیق است، اما باید به یاد داشت که سرنوشت و تقدیر و آینده ما همان مسئولیت های ماست. بعبارت دیگر، اعداد نمی توانند تقدیر و سرنوشت ما را تعیین کنند. بلکه فقط می توان با استفاده از اعداد به سرنوشت و تقدیر خود کنترل داشت.
********************
آنچه را که نیاز دارید در اعماق وجودتان در انتظار پدیدار شدن و خودنمائی است
تنها باید آرام باشید و زمانی را برای جستجو در درون خودتان صرف کنید
مطمئنا آن را خواهید یافت
آیلیین کادی
************************
تا حالا به وقایع عجیب و غریبی که در زندگی روزمره تان اتفاق افتاده و میا فتد توجه کرده اید؟
چند بار به خودتان گفته اید :
"امروز از دنده بدشانسی بلند شدم" ؟
چقدر در ذهنتان می گذرد :
"فلانی دست به هرچی بزنه طلا میشه"
"من از اول آدم خوشانسی بودم" و یا "خر ما از کره گی دم نداشت" و ...
آیا می دانید که این اتفاقات از کجا سرچشمه می گیرد؟
در صورت امکان نظرات و تجربیات خود را در این مورد بیان کنید.