
راه میانبر برای دستیابی به تمامی خواسته های زندگیتان
داشتن "احساس شادمانی" است.
این کار، سریعترین راه برای دستیابی به خواسته هایتان و از جمله ثروت است. احساس شادمانی و خوشحالی را به جهان ارسال کنید. با انجام این کار، در مقابل نیز تمامی شادمانی های دنیا و نه تنها ثروت، بلکه هر آنچه می خواهید دریافت خواهید کرد. هنگامیکه احساس شادمانی را به جهان ارسال می کنید، این احساسات را به شکل تصاویر و تجربیات زندگی دریافت خواهید کرد. قانون جذب تفکرات و احساسات برتر شما را به شکل زندگیتان به شما منعکس می کند.
فکرتان را بر موفقیت و کامیابی متمرکز کنید!

حروف مشخص در نام شما
هر یک از حروف موجود در نام فرد، خصوصیات فرد را نشان می دهد. اما محل قرار گرفتن آنها مهم است.
بطور نمونه می توان به حرف اول و حرف آخر نامی که بعد از تولد برای فرد انتخاب می شود، اشاره نمود :
· اولین حرف موجود در نام، به شخصیت و خصوصیت فرد اشاره می کند، علی الخصوص نحوه برخورد او در هنگام برخورد با فرصت ها و موانع.
· آخرین حرف موجود در نام، توانائی و گرایش فرد را به جهت اتمام پروژه های از قبل شروع شده، آشکار می کند.
· حروف اول و آخر نام با یکدیگر، می توانند اطلاعاتی درباره توانائی ها و ظرفیت های فرد در زمینه شروع و اتمام موفقیت آمیز یک پروژه آشکار نماید.
*****************
به این نکته توجه کنید : به هنگام نوشتن، اگر نام با اولین حرف صدادار متفاوت نوشته شود، تغییرات واضحی در نوع عملکرد و برخورد فرد بوجود می آید.
بطور مثال، برای نوشتن سوده به روش های زیر اقدام شود :
Soudeh
Soodeh
Sudeh
تکرار اعداد
آیا تا بحال دقت کرده اید که اعداد مشخصی بوضوح در زندگی شما حضور دارند؟ بطور مثال، ممکن است متوجه شوید که آدرس، شماره تلفن و کد پرسنلی تان در محل کار همگی دارای عدد 23 هستند. آیا این مسئله ممکن است یک اتفاق باشد و یا معنای عمیق تری داشته باشد؟
عموما، وجود عدد تکراری در موارد مختلف، همانند این است که از سمبل های موجود در علم اعداد استفاده شود. در واقع، این روش علم اعداد است که توجه شما را به یکی از موضوعات یا زمینه های زندگی تان معطوف کند.
**************
آدرس و شماره های تلفن در علم اعداد
در علم اعداد، آدرس و شماره تلفن یک خانه نیز شبیه یک عدد بنظر می آید، که می تواند در تعیین شرایط و اتفاقات آن خانه نقش مهمی را بازی کند. اگرچه اعدادی که خانه شاد و فعال را مشخص می کنند دارای معانی نهفته ای هستند، اما ارزش کشف شدن را دارند. علم اعداد می تواند در درک این پیام های مرموز به شما کمک کند تا بتوانید بهترین مکان ممکن را بر اساس نوع عملکردتان (بعنوان خانه، محل کار، امور خیریه و ...) برای خود انتخاب کنید و در آنجا مستقر شوید.
آدرس خانه می تواند از جهات مختلف بیانگر انواع حوادثی باشد که ممکن است در خانه یا آپارتمان مشخصی رخ دهد. آدرس می تواند وضعیت مسیر پیشروی بسوی موانع یا نمایش های زندگی را به شما نشان دهد.
اعداد موجود در صندوق پستی خانه می تواند به اتفاقات مثبت یا منفی ای که ممکن است در طول زندگی در آن محل پیش آید اشاره نماید.
اعداد همانند مردم هستند، هم دارای نکات مثبت و روشن هستند و هم نکات منفی و تاریک. نمی توان گفت عددی بعنوان عدد "بد" وجود دارد، همانطور که نمی توان گفت عددی که لزوما بهتر از اعداد دیگر باشد و وجود آن در آدرس شما بهتر از اعداد دیگر باشد، وجود دارد. در واقع استفاده از اعداد به نوع عملکرد شما بستگی دارد.
بدیهی است که فاکتورهای زیادی برای انتخاب خانه جدید باید در نظر بگیرید. بطور مثال، مبلغ اجاره یا فروش، نقشه اشکوب، محل و سیستم مدرسه و ... که هر یک تاثیر زیادی بر روی تصمیم گیری شما دارد. آنچه که شما باید در نظر بگیرید : لیستی از ساختمان ها یا آپارتمان ها را انتخاب کنید و براساس نیازهای شخصی تان و اهداف دراز مدت و کوتاه مدت خود تصمیم بگیرید، سپس اعداد هر واحد را امتحان کنید.
بخاطر داشته باشید که عدد مربوط به آدرس شخصی شما تاثیر پذیرتر از عدد شماره یا نام خیابانی است که در آن زندگی می کنید. زیرا تمام اشخاصی که در خیابان مورد نظر زندگی می کنند، تحت تاثیر شماره یا نام خیابان هستند، اما تاثیر شماره خانه یا واحد شما به شخص شما مربوط می شود.
شما اصول فوق را جهت تغییر شماره تلفن یا انتخاب شماره جدید تلفن می توانید رعایت کنید.

شخصیت افراد با اسامی مختلف چگونه تغییر میكند؟
در بسیاری از موارد دیده می شود که افراد از نامی غیر از نام زمان تولدشان (منظور نام شناسنامه) استفاده می کنند. بطور مثال :
* دوستان یا خانواده فرد را با بخشی از نام و یا نامی دیگر صدا میزنند.
* گاهی اوقات برای امضاء یا در زمان ازدواج یا پذیرفته شدن توسط یك خانواده نام متفاوت بكار برده می شود.
بدین ترتیب، در زندگی روزمره خصوصیات و ویژگی هائی را كه به نمایش گذارده می شود، تركیبی از تمام صفات نام هائی است كه فرد استفاده می كند. (این موضوع شامل نام زمان تولد نیز می شود.)
در علم اعداد با استفاده از نام زمان تولد خصوصیات پایه و اصلی فرد توصیف و تفسیر می شود. و نکته قابل توجه این است که
خصوصیات نام های دیگر هنگام استفاده از هر یک از نام ها بارز خواهد بود
تصور كنید كه تفسیر نام كنونی شما بر انرژی خاصی كه در نام زمان تولد شما موجود نیست اشاره دارد. بطور مثال، تفسیر نام شما پتانسیل قدرت سازماندهی را در شما نشان می دهد كه این انرژی در نام زمان تولد شما وجود ندارد. شما می توانید خصوصیات و انرژی نام های خود را با یکدیگر مقایسه كرده و هر یک را که برای شما سازگارتر و قابل قبول تر است، برگزینید. اگر نام مورد نظر، انرژی شما را در تجارت قویتر نشان می دهد، این صفتی است كه می توانید آنرا بصورت توانایی خود در نظر بگیرید و اگر در امور تجاری فعالیت می کنید، نام مورد نظر را برای خود برگزینید.
ممکن است فرد با توانائی خاصی متولد شده باشد که دراین حالت، تاثیر اصلی مربوط به تاریخ تولد فرد بوده و نام انتخابی تاثیر اندکی بر او خواهد گذاشت.
مثال : اگر فرد با استعداد بسیار بالای نقاشی متولد شده باشد، براحتی این استعداد با تاكید بر نام جاری در فرد قابل مشاهده خواهد بود. اما اگر انرژی تاریخ تولد، حاکی بر نمایش عدم استعداد نقاشی در فرد باشد، به سختی می توان تصور كرد كه فرد قرار است لئونادرو داوینچی دیگری بشود. دراین حالت است که انرژی نام جاری فرد مهم نیست.
ناگفته پیداست که درصد کمی از اوقات، افراد می توانند به آرزوها و خواسته هایشان برسند و به سمت مدیریت یك فن كه در تفسیر نام زمان تولدشان ذكر نشده است، حركت كنند.
گرچه آنها داوینچی دیگری نمی شوند، ولی می توانند استعدادی را بیش از انتظار پرورش دهند.
اگر نام های زیادی دارید، با توجه به تفسیر و انرژی ای که هر یک دارند و جهت بهره گیری هر چه مفیدتر، نامی را جهت انجام امور تجاری، نامی را جهت نامیدن توسط افراد خانواده و نامی را .... برای خود برگزینید.
اگر دنبال نام های مناسب هستید، چند مطلب را باید در نظر بگیرید :
*نامی را برگزینید که بهترین توازن را با نام زمان تولدتان دارد. بطور مثال، اگر انرژی نام زمان تولد شما را بیش از حد واقع بین و در چارچوب قرار داده، شما می توانید نامی را انتخاب کنید که انعطافپذیری شما را بیشتر نماید. و یا اگر نام زمان تولد شما را بیشت از حد عاطفی نموده و شما می خواهید در امور تجاری قدم بردارید، نامی را برای خود انتخاب کنید که توانایی انجام امور تجاری را بیشتر کرده و اثری از عاطفی بودن شما وجود نداشته باشد. چراکه شما در انجام اموری تجاری به مسائل عاطفی باید کمترین اهمیت را بدهید.
* نامی را برگزینید که عملكرد شما را متوازن تر و متعادل تر نماید.
تغییر نام با ازدواج
هنگامیكه نام خود را با ازدواج تغییر می دهید، (این مطلب بیشتر شامل حال بانوان شده و منظور نام فامیلی است که پس از ازدواج با آن صدا زده می شوند) در زندگی تان نیز تغییراتی بوجود خواهد آمد. شما می توانید با مقایسه انرژی هائی که نام خود و نام پس از ازدواجتان دارد، نامی را برگزینید که با آن احساس راحتتری دارید.
نامگذاری نوزادان
قبل از متولد شدن کودک و انتخاب نام برای او، با دانستن انرژی و خصوصیات نامی که برای کودک خود انتخاب کرده اید، می توانی حدس بزنید که کودک شما دارای چه خصوصیات و ویژگی هائی خواهد شد. بنابراین بهتر است ابتدا تفسیر انرژی نام مورد نظر را بدانید و آگاهانه برای کودک خود نام انتخاب نمائید.
این نکته قابل ذکر است که جهت آگاهی بهتر و بیشتر در زمینه نام کودک، تاریخ تولد کودک نیز باید در نظر گرفته شود.
انتخاب نام برای تجارت
شما حتی براحتی می توانید نامی را برای خود به عنوان نام تجاری انتخاب كنید. حتی اگر كار را شروع كردهاید، قدرت انتخاب تاریخ شروع كار را دارید. بنابراین در انتخاب نام برای تجارت نیز همانند نامگذاری کودکان، تاریخ شروع به کار مهم است و تاثیرگذار.
موفقیت هر تجارت، علاوه بر اینکه به نام آن بستگی دارد، به شخص اداره كننده آن تجارت نیز بستگی خواهد داشت. بدین ترتیب خصوصیات و ویژگی های هر یک از افراد شاغل در تجارت می تواند برای مدیر مربوطه، جهت قرار دادن هر یک از افراد در جایگاه خود و استفاده بهینه از توانائی های هر یک از افراد، مفید باشد. حتی در علم اعداد می توان به این نتیجه گیری رسید که همکاری کدامیک از افراد با یکدیگر بیشترین فایده و سود را به تجارت مورد نظر می دهد.
ثبت درخواست تفسیر نام و نام خانوادگی

چطور می توانم پول بیشتری داشته باشم؟
چطور می توانم ثروت و خوشبختی بیشتری کسب کنم؟
چطور می توانم در حالیکه شغلم را دوست دارم با بدهی ها کنار بیایم و بدانم از طریق شغلم می توان به پول زیادی دست یابم؟
چطور می توانم ثروتم را افزایش دهم؟
فقط اراده کنید.
این واقعیت یکی از موضوعاتی است که سراسر فیلم راز مورد بحث قرار گرفته است. وظیف شما انتخاب کالائی از کاتالوگ دنیاست. اگر پول یکی از این کالاهاست، میزان آن را مشخص کنید.
"من دوست دارم طی 3 روز آینده 25 هزار دلار درآمد کسب کنم."
(یا هر مبلغ دیگری. مهم این است که شما آن را باور داشته باشید.)
اگر در گذشته فکر می کردید تنها راه کسب ثروت، شغل شماست، این تفکر را سریع کنار بگذارید. آیا می دانید مادامیکه این طرز تفکر را داشته باشید، همان را نیز تجربه خواهید کرد؟ ایت تفکر هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.
اکنون شما می دانید که پول زیادی برای شما فراهم است و تفکر در مورد چگونگی فراهم شدن آن، وظیفه شما نیست. وظیف شما این است که درخواست کنید، باور داشته باشید که دریافت می کنید و از هم اکنون خوشحال باشید. چگونگی دریافت آنرا به جهان بسپارید.
باب پراکتر
(هدف بسیاری از افراد، رهائی از قرض و بدهی است. این هدف باعث می شود آنها تا ابد مقروض بمانند. در مورد هر چه فکر کنید، آنرا جذب می کنید. ممکن است بگوئید : "اما من از بدهی هایم خلاص شده ام." برای من اهمینی ندارد که خلاص شده اید یا خیر، اما اگر در مورد بدهی فکر کنید آن را جذب می کنید. برنامه ای برای پرداخت بدهی هایتان تنظیم کنید و سپس بر ثروتمندی و خوشبختی متمرکز شوید.)
هنگامیکه با انبوهی از بدهی ها مواجه هستید و نمی دانید چگونه آنها را پرداخت کنید، نباید بر آنها متمرکز شوید زیرا بدهی های بیشتری جذب خواهید کرد. باید راهی برای تمرکز بر ثروتمندی در عوض بدهی بیابید. باید راهی برای ایجاد احساس خوب در خود ایجاد کنید تا بتوانید خوبی های بیشتری جذب کنید.
جیمز ری
(بیشتر اوقات افراد به من می گویند : "دوست دارم در سال آینده درآمدم را 2 برابر کنم." اما هنگامیکه به عمل آنها نگاه می کنیم، می بینیم برای دستیابی به این هدف هیچ تلاشی نمی کنند. آنها می گویند : "توانائی خرید آنرا ندارم." حدس بزنید چرا اینگونه می شود. زیرا دنیا می گوید : "امر شما اطاعت می شود.")
اگر جمله "توانائی خرید آنرا ندارم" را بر لب آوردید، هم اکنون آنرا تغییر دهید و بگوئید : "وسع مالی دارم! می توانم آنرا بخرم!" مانند طوطی این جملات را بارها و بارها تکرار کنید. طی یک ماه آینده تصمیم بگیرید هر زمان که از چیزی خوشتان آمد، بگوئید : "می توانم آنرا بخرم، وسع مالی دارم." هنگامیکه ماشین دلخواهتان را می بینید، بگوئید : "می توانم آنرا بخرم." وقتی لباس مورد علاه تان را می بینید یا آرزوی مسافرتی رویائی دارید، بگوئید : "می توانم آنها را به دست آورم." با انجام این کار، خود را تغییر می دهید و احساس بهتری در مورد پول به دست می آورید. با انجام این کار خود را متقاعد می کنید که توانائی خرید این چیزها را دارید و بدین ترتیب تصاویر زندگیتان تغییر می کند.
لیزا نیکولز
(هنگامیکه توجهتان را بر کمبود و نداشتن متمرکز می کنید، در مورد آن با خانواده و دوستان بحث می کنید و به فرزندانتان می گوئید : "پول کافی برای خرید ندام، نمی توانم آنرا بخرم." بدین ترتیب هیچگاه توانائی خرید آنها را پیدا نخواهید کرد. زیرا نداشتن را بیشتر و بیشتر جذب می کنید. اگر خواهان ثروت و وفور هستید، بر ثروتمندی و سعادت متمرکز شوید.)
ذخایر معنوی که منشأ تمامی ثروت های مادی است هرگز تهی نمی شود.
این ذخایر همواره با شما هستند و می توانید به میزان ایمان و نیاز خود از آن بهره گیرید.
چارلز هانل
اکنون که از این راز مطلع هستید، هر وقت با فرد ثروتمندی مواجه شوید، می دانید که تفکرات برتر آن فرد در مورد ثروت است نه فقر و این افراد ثروت را آگاهانه یا ناآگاهانه به سوی خود می کشند. آنها بر ثروت متمرکز شده اند و جهان، افراد، شرایط و وقایع را طوری فراهم کرده اند که به این ثروت دست یابند.
شما نیز ثروت آنها را نیز دارا هستید تنها تفاوت آنها با شما این است که آنان با افکارشان این ثروت را به سوی خود فراخوانده اند. ثروت شما در جهان نامرئی منتظر شماست و برای دریافت آن کافی است در مورد ثروت فکر کنید.
دیوید شیرمر
(اوایل که با راز آشنا شده بودم، هر روز چندین صورتحساب دریافت می کردم. با خودم فکر می کردم : "چگونه این قبوض را بپردازم؟" طبق قانون جذب بر هر چه متمرکز شوید همان را دریافت می کنید. گزارش حساب بانکی ام را آوردم، عدد مربوط به موجودی ام را پاک کردم و موجودی را که دوست داشتم در بانک داشته باشم، جایگزین کردم و فکر کردم : "بهتر است تجسم کنم بجای صورتحساب چک دریافت می کنم" و این کار را انجام دادم. با گذشت یک ماه، اوضاع کم کم تغییر کرد. شگفت انگیز است، اکنون من فقط چک دریافت می کنم. اگرچه صورتحساب های کمی دریافت می کنم ولی تعداد چک ها خیلی بیشتر است.)
روشی که برای تغییر احساساتم در مورد انبوهی از صورتحساب ها ایجاد کردم این بود که وانمود کنم صورتحساب ها، چک پول است. هنگامیکه آنها را دریافت می کردم با خوشحالی فریاد می زدم : "باز هم پول برای من، متشکرم، متشکرم." هر صورتحسابی را که دریافت می کردم، در تصور خود آنرا چک می دیدم و حتی به ارقام آن صفرهائی اضافه می کردم تا رقم آن بیشتر شود. دفترچه ای برداشتم و در بالای آن نوشتم : "پول های دریافتی" و در زیر آن ارقام تمامی صورتحساب ها را با صفر اضافی یادداشت کردم. درمقابل هر یک از حساب ها می نوشتم متشکرم و احساس قدردانی را برای دریافت آن در خود حس می کردم تا جائی که اشک در چشمانم جمع می شد. سپس هر یک از صورتحساب ها را که در مقایسه با مبالغ دریافتی بسیار ناچیز بود، با احساس قدردانی پرداخت می کردم.
صورتحساب ها را تنها وقتی باز می کردم که احساس می کردم چک هستند، اگر بدون این احساس آنها را باز می کردم دچار حالت تهوع می شدم و می دانستم این احساس صورتحساب های بیشتری به سوی من خواهد آورد.
می دانستم که باید این احساس را حذف کنم و احساس شادمانی را جایگزین آن کنم تا پول بیشتری به زندگیم راه یابد. علیرغم دریافت انبوهی از صورتحساب ها، این روش تاثیر گذار بود و زندگیم را تغییر داد.
لورال لانگمیر
کارشناس امور مالی، سخنران و مشاور شخصی و شغلی
(من با این نگرش بزرگ شدم که برای کسب پول باید به شدت کار کرد. من این جمله را جایگزین کردم. "پول به آسانی بدست می آید." شاید در ابتدا این جمله بیشتر شبیه به یک دروغ باشد، اینطور نیست؟ قسمتی از مغز شما می گوید : "دروغگو، غیرممکن است." باید بدانید که این حس درونی تنها زمان کوتاهی پایدار خواهد بود.)
اگر تاکنون فکر می کرده اید : "برای کسب پول باید سخت کار کرد"، بلافاصله این تفکر را رها کنید. با فکر در مورد این تفکرات فرکانس مربوط به آنها را ارسال می کنید و آنها به شکل تصاویر زندگی شما ظاهر می شوند. به توصیه لورال لانگمیر عمل کنید و این تفکر جدید را جایگزین چنین افکاری کنید : "پول به آسانی بدست می آید."
تولید ثروت به طرز تفکر و وضعیت ذهن شما بستگی دارد.
دیوید شیرمر
خوشبختانه لحظه ای که درمی یابید آنچه می دانید از آموخته ها و باورهای قبلی شما مهمتر هستند، زندگیتان را سرشار از فراوانی و وفور می کنید.
موفقیت از درون شما حاصل می شود نه از دنیای بیرون.
لف والدو امرسون
باید با جذب پول بیشتر، احساس خوبی پیدا کنید. بدیهی است هنگامیکه افراد پول کافی ندارند، نسبت به پول احساس خوبی نیز ندارند. اما این احساسات منفی، راه ورود پول به سوی شما را مسدود می کنند. شما باید این روند را با ایجاد احساس خوب نسبت به پول و قدردانی، در خود متوقف کنید. با خود بگوئید :
"بیش از نیازم پول دارم و پول زیادی در راه است."
"من مانند آهنربائی پول را جذب می کنم."
"من عاشق پولم و پول نیز عاشق من است."
"هر روز پول بیشتری دریافت می کنم."
"خدا را شکر، خدا را شکر، خدا را شکر."
تاجری پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد . پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا بر فراز کوهی رسید . مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی می کرد .
وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می خورد . فروشندگان وارد و خارج می شدند ، مردم در گوشه ای گفتگو می کردند ، ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده بود .
مرد خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد. خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد ، اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که "راز خوشبختی" را برایش فاش کند . پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او باز گردد .
مرد خردمند اضافه کرد : اما می خواهم از شما خواهشی بکنم . آنگاه یک قاشق کوچک بدست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت : در تمام مدت گردش ، این قاشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن آن نریزد .
مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر ، در حالی که چشم از قاشق بر نمی داشت . دو ساعت بعد نزد خردمند باز گشت .
مرد خردمند از او پرسید : « آیا فرشهای ایرانی اتاق ناهارخوری را دیدید ؟ آیا باغی را که استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن کرده است دیدید ؟ آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند من را که روی پوست آهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کردید ؟ »
مرد جوان با شرمساری اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده است . تنها فکر و ذکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود ، حفظ کند .
خردمند گفت : پس برگرد و شگفتیهای دنیای من را بشناس .
آدمی نمی تواند به کسی اعتماد کند مگر اینکه خانه ای را که او در آن ساکن است بشناسد
مرد جوان با اطمینان بیشتری این بار به گردش در کاخ پرداخت . در حالیکه همچنان قاشق را بدست داشت با دقت و توجه کامل آثار هنری را که زینت بخش دیوارها و سقفها بود می نگریست . او باغها و کوهستانهای اطراف را دید . ظرافت گلها و دقتی را که در نصب آثار هنری در جای مطلوب بکار رفته بود تحسین کرد . وقتی به نزد خردمند باز گشت همه چیز را با جزییات برای او توصیف کرد .
خردمند پرسید : « پس آن دو قطره روغنی را که به تو سپرده بودم کجاست ؟ »
مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها را ریخته است .
آنوقت مرد خردمند به او گفت : « تنها نصیحتی که به تو می کنم این است :
راز خوشبختی این است که همه شگفتیهای جهان را بنگری ، بدون اینکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی
بر گرفته از كتاب كیمیاگر ، نوشته پائولو كوئیلو
"هر آنچه را که ذهن متصور شد، قابل دستیابی است."
دبلیو کلمنت استون

جک کنفیلد می گوید :
پدرم فردی بدبین بود که تصور می کرد ثروتمندان همیشه مال و اموال دیگران را غارت می کنند و افراد پولدار سر دیگران کلاه می گذارند. بنابراین من اعتقادات منفی در مورد ثروت داشتم و تصور می کردم اگر پول داشته باشم، انسان بدی خواهم شد و تنها افراد شرور پول دارند. بنابراین با این باور بزرگ شدم که زندگی بسیار مشکل است، اما با ملاقات دبلیو کلمنت استون زندگیم متحول شد. او به من گفت :
"از تو می خواهم هدف بزرگی برای خود در نظر بگیری که اگر به آن دست یافتی، ذهنت متحول شود و بدانی که بخاطر آموخته من به آن هدف رسیده ای."
در آن زمان درآمد سالانه من هشت هزار دلار بود و گفتم : "دوست دارم درآمد سالانه ام به یکصدهزار دلار برسد." اکنون واقعا دوست دارم این آرزو را به همه اعلام کنم، قصد دارم آن را باور کنم و می خواهم به گونه ای رفتار کنم که گوئی اکنون به آن رسیده ام.
یکی از کارهائی که او به من آموخت این بود که هر روز چشمانم را ببندم و تصور کنم به اهدافم دست یافته ام.
یک چک صدهزار دلاری را به سقف اتاقم چسبانده بودم و هر صبح که از خواب برمی خواستم اولین چیزی که می دیدم، آن چک بود و بدین ترتیب هدفم را به یاد می آوردم. سپس چشمانم را می بستم و زندگی را با درآمد یکصدهزار دلار تجسم می کردم. تا یک ماه بعد هیچ اتفاق خاصی روی نداد، هیچ راه حلی به ذهنم نرسید و هیچ کس حقوق بیشتری به من پیشنهاد نکرد. پس از چهار هفته ناگهان فکر دستیابی به صدهزار دلار به ذهنم خطور کرد. من در حال نوشتن کتابی بودم و با خود گفتم : "اگر چهارصدهزار نسخه از این کتاب را طی سه ماه بفروشم، صدهزار دلار نصیبم می شود." کتاب حاضر بود اما هیچ راهی به ذهنم نمی رسید. نمی دانستم چگونه جهارصد هزار نسخه از کتاب را به فروش برسانم.
روزی در فروشگاه چشمم به یک مجله تبلیغاتی افتاد. تاکنون هزاران بار آن را دیده بودم اما توجهی به آن نداشتم. اما ناگهان فکر کردم اگر خوانندگان با کتاب من آشنا شوند، بدون شک چهارصدهزار نفر به خرید آن ترغیب می شوند. حدود 6 هفته بعد در دانشگاه هانتر نیویورک در مقابل ششصد استاد سخنرانی کردم. پس از اتمام سخنرانی خانمی به سویم آمد و گفت : "سخنرانی شما عالی بود. مایلم مصاحبه ای با شما داشته باشم. این کارت من است." معلوم شد که او نویسنده آزاد بود که داستانهایش را به مجله تبلیغاتی می فروخت. با خود فکر کردم : "این حتما موثر خواهد بود." مقاله من در آن مجله چاپ و فروش کتابهایم آغاز شد.
نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که من تمامی این وقایع و از جمله این شخص را به زندگیم جذب کردم. خلاصه اینکه آن سال، من صدهزار دلار به دست نیاوردم بلکه 92 هزار دلار و سیصد و بیست و هفت دلار کسب کردم. اما آیا فکر می کنید من ناامید شدم و گفتم : "این روش موثر نبود؟" نه، من گفتم : "معرکه است!" همسرم گفت : "اگر با این روش موفق به کسب صدهزار دلار شدی آیا می توانی یک میلیون دلار نیز بدست آوری؟" گفتم : "نمی دانم، فکر کنم بتوانم. باید امتحان کنم." ناشر کتابم چکی برای اولین کتاب مجموعه داستان هایم نوشت و در کنار امضای چک یک صورت خندان کشید. زیرا اولین باری بود که چک یک میلیون دلاری امضا می کرد.
متن بالا برگرفته از کتاب راز (قانون جذب) می باشد که بدین ترتیب قهرمان داستان قانون جذب را تجربه کرد. می توان دانش راز و قانون جذب را در لحظه لحظه زندگی بکار برد. برای آفرینش هر چیزی از جمله ثروت می توان از این روش استفاده کرد.
--------------------------------------------
برای جذب پول باید بر موضوع ثروت متمرکز شوید. اگر در این فکر باشید که پول کافی ندارید، کسب ثروت بیشتر غیرممکن خواهد بود. زیرا افکار شما در مورد پول نداشتن است و در نتیجه شرایط مشابه بیشتری را جذب می کنید. برای کسب ثروت باید در مورد فراوانی پول فکر کنید.
شما باید با افکارتان، پیام های جدیدی ارسال کنید و این افکار باید در مورد این باشد که اکنون پول کافی دارید. باید از قدرت تخیلتان استفاده کنید و باور کنید هم اکنون پول کافی دارید. این کار بسیار جالب است! زیرا بدین ترتیب شما درمی یابید که هنگامیکه وانمود می کنید ثروتمند هستید، بلافاصله احساس بهتری نسبت به پول پیدا خواهید کرد و در نتیجه ثروت به زندگی شما سرازیر می شود.
قانون جذب (راز) به ما می آموزد : ما با هر فکری که در هر لحظه از روز داریم، سازنده زندگی خود هستیم.
|
هفت اصل مهم زندگی به بیان بیل گیتس |
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست و شما خودتان باید در بدست آوردن آن تلاش كنید. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید
اصل چهارم: اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن در یك شركت یا موسسه، متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون او دیگر امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد و در مقایسه با كاری كه انجام خواهید داد تنها منافع خود را مد نظر قرار می دهد
.