تبلیغات
علم اعداد
خانه درباره من مقدمه آموزش مجازی محاسبه عدد تقدیری وبلاگ تماس با ما
علم اعداد
تاریخ تولد ما اتفاقی نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از اوضاع و شرایط مشخص است
راز ثروتمندی

 

"هر آنچه را که ذهن متصور شد، قابل دستیابی است."

                                                                            دبلیو کلمنت استون

 

جک کنفیلد می گوید :

پدرم فردی بدبین بود که تصور می کرد ثروتمندان همیشه مال و اموال دیگران را غارت می کنند و افراد پولدار سر دیگران کلاه می گذارند. بنابراین من اعتقادات منفی در مورد ثروت داشتم و تصور می کردم اگر پول داشته باشم، انسان بدی خواهم شد و تنها افراد شرور پول دارند. بنابراین با این باور بزرگ شدم که زندگی بسیار مشکل است، اما با ملاقات دبلیو کلمنت استون زندگیم متحول شد. او به من گفت :

 

"از تو می خواهم هدف بزرگی برای خود در نظر بگیری که اگر به آن دست یافتی، ذهنت متحول شود و بدانی که بخاطر آموخته من به آن هدف رسیده ای."

 

 در آن زمان درآمد سالانه من هشت هزار دلار بود و گفتم : "دوست دارم درآمد سالانه ام به یکصدهزار دلار برسد." اکنون واقعا دوست دارم این آرزو را به همه اعلام کنم، قصد دارم آن را باور کنم و می خواهم به گونه ای رفتار کنم که گوئی اکنون به آن رسیده ام.

 

یکی از کارهائی که او به من آموخت این بود که هر روز چشمانم را ببندم و تصور کنم به اهدافم دست یافته ام.

 

یک چک صدهزار دلاری را به سقف اتاقم چسبانده بودم و هر صبح که از خواب برمی خواستم اولین چیزی که می دیدم، آن چک بود و بدین ترتیب هدفم را به یاد می آوردم. سپس چشمانم را می بستم و زندگی را با درآمد یکصدهزار دلار تجسم می کردم. تا یک ماه بعد هیچ اتفاق خاصی روی نداد، هیچ راه حلی به ذهنم نرسید و هیچ کس حقوق بیشتری به من پیشنهاد نکرد. پس از چهار هفته ناگهان فکر دستیابی به صدهزار دلار به ذهنم خطور کرد. من در حال نوشتن کتابی بودم و با خود گفتم : "اگر چهارصدهزار نسخه از این کتاب را طی سه ماه بفروشم، صدهزار دلار نصیبم می شود." کتاب حاضر بود اما هیچ راهی به ذهنم نمی رسید. نمی دانستم چگونه جهارصد هزار نسخه از کتاب را به فروش برسانم.

 

روزی در فروشگاه چشمم به یک مجله تبلیغاتی افتاد. تاکنون هزاران بار آن را دیده بودم اما توجهی به آن نداشتم. اما ناگهان فکر کردم اگر خوانندگان با کتاب من آشنا شوند، بدون شک چهارصدهزار نفر به خرید آن ترغیب می شوند. حدود 6 هفته بعد در دانشگاه هانتر نیویورک در مقابل ششصد استاد سخنرانی کردم. پس از اتمام سخنرانی خانمی به سویم آمد و گفت : "سخنرانی شما عالی بود. مایلم مصاحبه ای با شما داشته باشم. این کارت من است." معلوم شد که او نویسنده آزاد بود که داستانهایش را به مجله تبلیغاتی می فروخت. با خود فکر کردم : "این حتما موثر خواهد بود." مقاله من در آن مجله چاپ و فروش کتابهایم آغاز شد.

 

نکته ای که می خواهم به آن اشاره کنم این است که من تمامی این وقایع و از جمله این شخص را به زندگیم جذب کردم. خلاصه اینکه آن سال، من صدهزار دلار به دست نیاوردم بلکه 92 هزار دلار و سیصد و بیست و هفت دلار کسب کردم. اما آیا فکر می کنید من ناامید شدم و گفتم : "این روش موثر نبود؟" نه، من گفتم : "معرکه است!" همسرم گفت : "اگر با این روش موفق به کسب صدهزار دلار شدی آیا می توانی یک میلیون دلار نیز بدست آوری؟" گفتم : "نمی دانم، فکر کنم بتوانم. باید امتحان کنم." ناشر کتابم چکی برای اولین کتاب مجموعه داستان هایم نوشت و در کنار امضای چک یک صورت خندان کشید. زیرا اولین باری بود که چک یک میلیون دلاری امضا می کرد.

 

متن بالا برگرفته از کتاب راز (قانون جذب) می باشد که بدین ترتیب قهرمان داستان قانون جذب را تجربه کرد. می توان دانش راز و قانون جذب را در لحظه لحظه زندگی بکار برد. برای آفرینش هر چیزی از جمله ثروت می توان از این روش استفاده کرد.

 

 

--------------------------------------------

 

برای جذب پول باید بر موضوع ثروت متمرکز شوید. اگر در این فکر باشید که پول کافی ندارید، کسب ثروت بیشتر غیرممکن خواهد بود. زیرا افکار شما در مورد پول نداشتن است و در نتیجه شرایط مشابه بیشتری را جذب می کنید. برای کسب ثروت باید در مورد فراوانی پول فکر کنید.

 

شما باید با افکارتان، پیام های جدیدی ارسال کنید و این افکار باید در مورد این باشد که اکنون پول کافی دارید. باید از قدرت تخیلتان استفاده کنید و باور کنید هم اکنون پول کافی دارید. این کار بسیار جالب است! زیرا بدین ترتیب شما درمی یابید که هنگامیکه وانمود می کنید ثروتمند هستید، بلافاصله احساس بهتری نسبت به پول پیدا خواهید کرد و در نتیجه ثروت به زندگی شما سرازیر می شود.

 

 

قانون جذب (راز) به ما می آموزد : ما با هر فکری که در هر لحظه از روز داریم، سازنده زندگی خود هستیم.

 

هفت اصل مهم زندگی

هفت اصل مهم زندگی به بیان بیل گیتس


اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است سعی كنید با این حقیقت کنار بیائید

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست و شما خودتان باید در بدست آوردن آن تلاش كنید. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید


اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما مبلغ فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنكه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمتی در حد انتظارات خودتان برای كسب موفقیت های آینده تان بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن در یك شركت یا موسسه، متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون او دیگر امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد و در مقایسه با كاری كه انجام خواهید داد تنها منافع خود را مد نظر قرار می دهد.


اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها یا خیلی از مشاغل ساده با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار "یک فرصت" برای آینده بود.


اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.


اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان فعال و پرشوری بودند و به قدری که اکنون شما تصور می كنید، ملال‌آور نبودند.

راز 10/90

راز ۱۰/۹۰ را كشف كن . پی بردن به این راز زندگیت را تغیر خواهد داد  

هر روز میلیونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهایی در عذابند. این آدمها چندان موفق بنظر نمی‌رسند.

روزهای بد، روزهای بدتری بدنبال خواهد داشت. بنظر می‌آید دائما وقایع وحشتناكی در حال وقوع است، استرس همیشه وجود دارد، از خوشی خبری نیست و روابط بین افراد در حال از هم پاشیده شدن است. بهترین ساعات عمر با نگرانی‌ها و دل‌مشغولیهای بی‌مورد تلف می‌شود. امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد. دوستی ها از بین می‌روند و زندگی بی‌رحم و كسالت آور بنظر می رسد. و امكان لذت بردن از زندگی وجود ندارد.

جملات بالا توصیف حالات روحی شما نیز بود؟ اگر اینطور است ناامید نشوید .شما می‌توانید به انسانی كاملا متفاوت تبدیل شوید.

فقط كافیست به راز 10/90 پی ببرید و از آن در زندگیتان استفاده كنید.

این راز میتواند زندگیتان را تغییر دهد. این راز چیست؟

10% زندگی همه ما اتفاقاتی است كه می‌افتد . اما 90% بقیه چی؟ 90% بقیه هم عكس العملهایی هستند كه ما به آن 10% اتفاقات رخ داده، نشان می‌دهیم.

در واقع هیچ كدام از ما كنترلی روی 10% اتفاقاتی كه برایمان می‌افتد، نداریم. ما نمی‌توانیم جلوی خراب شدن اتومبیل ‌مان را بگیریم، ممكن است هواپیمایمان دیر برسد و تمام برنامه‌های ما به هم بریزد. و یا ممكن است ماشین دیگری در ازدحام و شلوغی خیابان راه ما را بند بیاورد.

بله، این عكس العملهای ماست كه 90% بقیه اتفاقات را شكل می‌دهد.

تو هیچ كنترلی روی چراغ راهنمایی رانندگی نداری كه كی قرمز است یا كی سبز می‌شود اما میتوانی عكس العمل خود را در مورد چراغ قرمزی كه طولانی بنظر می‌رسد، كنترل كنی. با كنترل خودت در مواقع لازم مانع از مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دیگران خواهی شد.

مثالی جهت روشن تر شدن موضوع :

 

در حال صرف صبحانه با خانواده هستی كه دست دختر كوچكت به فنجان چایت می‌خورد و همه آن روی لباست می‌ریزد. خب، تا اینجا كنترل اوضاع دست تو نبود و تو نمی‌توانستی مانع از وقوع آن شوی. اما خوب دقت كن :

اینكه چه اتفاقاتی بعد از آن بیفتد كاملا در دست توست.

تو عصبانی می شوی، شاید فحش هم بدهی و به شدت دخترت را برای ریختن چای روی بلوزت دعوا می‌كنی. دخترت گریه می‌كند. تو هم بعد از دعوا كردن او به طرف همسرت برمی‌گردی و از او هم برای اینكه فنجان چای را درست لبه میز گذاشته است، انتقاد می‌كنی. درگیری لفظی كوتاهی بین شما پیش می‌آید. تو با عصبانیت به طبقه بالا می‌روی، بلوزت را عوض می‌كنی و بعد با عجله پایین می‌آیی و می‌بیینی كه دخترت در حالی كه هق هق می‌كند، هنوز در حال خوردن صبحانه‌اش است، پس هنوز آماده رفتن به مدرسه نیست، بنابراین كمی دیر می‌جنبد و از سرویس مدرسه جا می‌ماند. همسرت هم دیر كرده است و باید هر چه سریعتر خود را به محل كارش برساند. حالا این تو هستی كه باید با عجله ماشین را روشن كنی و دختر كوچكت را به مدرسه برسانی.

چون دیرت شده، مجبوری با سرعت بیشتر از حد مجاز  رانندگی كنی. پس از 15 دقیقه تأخیر و یك قبض جریمه، بالاخره به مدرسه می‌رسی. دخترت كه خیلی عجله دارد بدون خداحافظی به طرف ساختمان مدرسه می‌دود.

حالا تو با 20 تأخیر به اداره می‌رسی، ولی تازه می‌فهمی كه كیفت را با خودت نیاورده‌ای. روزت را خیلی بد شروع كرده‌ای و با گذشت ساعت‌ها می‌بینی كه اوضاع دارد بدتر و بدتر هم می‌شود. زمان كار تمام شده است و وقتش است كه به خانه برگردی.

وقتی به خانه می‌رسی، متوجه می‌شوی که اشكالی در روابط تو با همسر و دخترت بوجود آمده است. می‌دانی چرا؟ بخاطر عكس‌العملهایی كه امروز صبح به آن اتفاق نشان دادی.

خب، فكر می‌كنی چرا چنین روز بدی را پشت سرگذاشتی؟

1ـ آیا فنجان چای باعث آن شد؟

2ـ آیا دخترت مقصر بود؟

3ـ آیا پلیس و جریمه‌ای كه شدی این اوضاع را پیش آورد؟

4ـ آیا خودت اوضاع را به این شكل درآوردی؟

بله، البته كه پاسخ 4 درست است. تو هیچ كنترلی بر ریخته شدن فنجان‌ چای نداشتی اما عكس العمل تو در طول 5 دقیقه پس از آن اتفاق بود كه تمام روزت را خراب كرد.

اما  آنچه كه می‌توانست و درست بود كه اتفاق بیافتد تا روز خوبی در انتظار تو باشد چه بود؟

فنجان چای روی بلوزت می‌‌ریزد. دخترت می‌خواهد بزند زیر گریه، اما تو خیلی آرام می‌گویی :

اشكالی ندارد عزیزم، فقط دفعه بعد دقت بیشتری بكن تا فنجان چای را نریزی.” حوله‌ای بر می‌داری و به طبقه بالا می‌روی. بعد از عوض كردن بلوز. كیفت را برمی‌داری و سریع به طبقه پایین می‌آیی. از پنجره‌ می‌بینی دخترت در حالیكه دارد برای تو و مادرش  دست تكان می‌دهد، سوار سرویس مدرسه شد.

قبل از رفتن به محل كارت با همسرت خداحافظی می‌كنی. پنج دقیقه هم زودتر به اداره می‌رسی و با خوشرویی شروع به احوالپرسی با همكاران می‌كنی. رئیس به تو می‌گوید كه روز خوبی در پیش خواهید داشت.

دیدی كه این دو عكس العمل متفاوت به یك اتفاق چه نتایج متفاوتی بدنبال داشت!!!

دو سناریوی مختلف كه شروعی مشابه داشتند، به دو گونه كاملا (برعكس) متناقض پایان یافتند . چرا؟ چون عكس العمل تو متفاوت بود.

برای بكار بردن راز 10/90  چند راه پیشنهاد می‌كنم :

اگر كسی حرف بدی در مورد تو به زبان آورد از كوره در نرو، بگذار ناراحتیت فروكش كند. البته می‌توانی بگذاری كه آن حرف تاثیر ناخوشایندی بر تو بگذارد. اما با نشان دادن عكس ‌العمل مناسبی به آن می‌توانی از خراب شدن بقیه روزت جلوگیری كنی. یك عكس العمل بد و نامناسب به اتفاقی كه افتاده است میتواند باعث از دست دادن دوستانت، اخراج شدنت و مورد فشار قرار گرفتنت شود.

اگر راننده‌ای در خیابان جلوی تو بپیچد و راه تو را بند آورد، با عصبانیت روی فرمان ماشین می‌كوبی! (یكی از دوستان من از عصبانیت فرمان ماشینش را از جا كند) آیا فحش می‌دهی و یا فشار خونت خیلی سریع بالا می‌رود! و یا اینكه پیاده می‌شوی و با آن راننده خاطی گلاویز می‌شوی!

برای چه كسی اهمیت دارد كه 10 دقیقه دیرتر به اداره برسی؟

چرا اجازه می‌دهی روزت خراب شود؟

راز 10/90 را همیشه به یاد داشته باش و نگرانی را از خودت دور كن.

وقتی به تو خبر می‌دهند كه از محل كارت اخراج شده‌ای، چرا می‌گذاری خوابت با افكار پریشان به هم بریزد و عصبی‌تر شوی؟

بهتر نیست بجای اینكه انرژی و وقتت را صرف نگران شدن بكنی از آن برای پیدا كردن كار جدیدی استفاده كنی؟

وقتی هواپیما دیر می‌رسد و تمام برنامه‌هایت بهم می‌ریزد چرا عصبانیت خود را سر كمك خلبان خالی می‌كنی؟ او كه هیچ كنترلی بر اوضاع نداشته است، از این فرصتی كه تا رسیدن هواپیما باقی است میتوانی برای مطالعه، آشنا شدن با سایر مسافرین و ... استفاده كنی. با تحت فشار قرار دادن خود در چنین مواقعی فقط باعث می‌شوی اوضاع بدتر و بدتر شود.

حالا دیگر به راز 10/90 پی‌برده‌ای، آنرا در كارهای روزانه‌‌ات به كار ببند و از نتایج شگفت انگیزی كه به ارمغان می‌آورد، لذت ببر.

فرزاد كوثری

نقش عدد تقدیری در زندگی

افراد با عدد تقدیری متفاوت می توانند دارای خط سیر مشابهی در زندگی باشند و طبق تمایلات و خواص نهفته در عدد تقدیری به شیوه خاص خود کارها را انجام دهند.

بعنوان مثال اگر شغل بازیگری را مد نظر قرار دهیم، حضور هریک از افراد با اعداد تقدیری متفاوت در این شغل به گونه  زیر قابل تفسیر است :

افراد با عدد تقدیری 1 از رهیافت خلاق،

افراد با عدد تقدیری 3 از شایستگی مخصوص در بیان احساسات، 

و افراد با عدد تقدیری 6 از آرمان گرائی در نقش خودشان استفاده می نمایند.

افراد با عدد تقدیری 7 از شانس بکارگیری باطن خود برای ایمنی نقش خود برخوردارند.

افراد با عدد تقدیری مشابه نیز در جنبه های مختلف زندگی و در هر شغلی یافت می شوند. اگرچه مردم با مسیر زندگی مشابه ممکن است در اطراف بعضی از زمینه های خاص تجمع یابند، اما عوامل بسیاری در پیشگوئی کار اشخاص یا آنچه که باید دنبال کنند، دخالت دارند.

بسیاری از ما شغل مان را بر پایه مفاهیم و ارزش های شخصی، سابقه اقتصادی-اجتماعی، سطح درآمد مورد انتظار، سطح معلومات، تماس و نفوذ سایر افراد، اعتقادات و ارزش ها و عوامل دیگری انتخاب می کنیم.

بعضی اوقات سازش و مصالحه می کنیم و فعالیتی را که دوست داریم فدای کار با درآمد بیشتر یا مورد پسند سایرین می کنیم. در نتیجه کاری که برای زندگی انتخاب می کنیم، عمیقا به درک مستقیم ما و ارزش های موجود و همچنین احتیاجات و موقعیت های ما بستگی دارد. 

عدد تقدیری نشان دهنده برخی از تمایلات ذاتی، موضوعات و استعدادهائی است که افراد را  

     برای یک نوع کار بخصوص مستعد می کند.

هیچ شغلی تنها و کاملترین شغل برای فرد به حساب نمی آید. ما می توانیم رشد کرده و در شغل های مختلف در عرصه های بزرگ و کوچک کار کنیم.

بطور مثال:

افراد با عدد تقدیری 3 می توانند در رابطه با دیگران در میان دوستان و همقطاران یا در خوانندگی، سیاست یا تدریس و سایر موارد خود را ابراز کنند. 

افراد با عدد تقدیری 8 قادرند نسبت به جهان و در سطوح ملی یا محلی یا حتی در بین دوستان و همقطاران مشهور شوند.

مسئولیت ما این است که اجازه دهیم عمیق ترین تمایلات استعدادهای درونی مان بصورت خدمت یا شغل انتخابی و به مثبت ترین شکل تظاهر یابد.

همه ما دارای استعدادها و قابلیت های ذاتی هستیم که برخی از آنها تاکنون شناخته نشده است.

درون ذات یک کارگر ساختمانی ممکن است استعداد یک نوازنده پیانوی برجسته نهفته باشد و درون یک بنا ممکن است یک پزشک حاذق منتظر ظهور باشد.

دنیای مادی ، دنیای معنوی

 هر انسانی در هر لحظه از زندگی اش به طور همزمان با دو عنصر اصلی سرو كار دارد.

دنیای مادی

در بر گیرنده بدن و فضای اطراف انسان است

دنیای  درونی

در بر گیرنده ذهن و روح معنوی انسان است

 یکی از عمده مشکلات انسان در طول مسیر زندگی جدا دانستن این دو با یکدیگر است و می توان گفت بدشانسی ها و بد اقبالی  های انسان و حوادث ناخوشایند ناشی از جدا دانستن این دو عنصر از یکدیگر است.

دنیای بیرون و درون بشدت به هم وابسته‌اند آنقدر كه انگار یكی انعكاس تصویر دیگری است. درست مانند جسمی كه مقابل آیینه قرار می گیرد هر اتفاقی كه در طول زندگی بر سر انسان می آید انعكاس افكار و نیت ها و در خواست های درونی فرد است و از سویی دیگر افكار و احساسات و تجربه های ذهنی ، حسی و معنوی هر انسانی در زندگی به طور مستقیم نتیجه بازتاب اتفاقاتی است كه بطور هم زمان در دنیای بیرون در حال رخ دادن و یا قرار است رخ دهد.

هر انسانی قادر است با برگشتن به سمت خود و پاكسازی و اصلاح مستمر نیت ها و خواسته های درونی خود ، رویدادهای در حال اتفاق در دنیای بیرون خود را كنترل و حتی به سمت مورد نظر و دلخواه خود هدایت كند.خوشبختی هر انسان در درون اوست در صورتی كه به همواره و مستمر جریان افكار و احساسات و مشاهدات درونی خود را در جهت مثبت و تحت نظارت و كنترل خود قرار دهد.

به جای متمركز شدن روی اتفاقات به شدت پیچیده و گیج كننده دنیای بیرونی خود، هوش و حواس خود را متوجه دنیای درون خود نماید

هیچ رویدادی در دنیا شر و بد نیست تمام حوادثی كه به طور لحظه به لحظه در دنیا روی می دهد حساب شده و هشیارانه و تحت رهبری و كنترل یك نیروی فوق العاده و بی نظیر است.

 خداوند متعال به شیوه ای شگفت انگیز و اساسا غیر قابل فهم به طور همزمان مشغول حل یك دستگاه معادلات است كه در هر لحظه هر كدام از این معادلات بسته به نیت و اراده ی هر انسانی در روی كره زمین قابل تغییر است .

بهتر است انسانها به جای سرگرم سازی دایم خود برای كشف معادلات نظام الهی كمی هم به درون خود برگردند و از قدرتی كه پروردگار هستی در وجود آنها نهاده استفاده كنند و این قدرت چیزی نیست جز قابلیت فراخوانی شانس و اقبال در زندگی عادی.

پس نیك بیندیشیم نیك بیان كنیم و نیكی را در

كردارمان نشان دهیم.

 

از طرف یک دوست                                                                                               

درسی از پروانه

بدون ترس زندگی کن و با همه مشکلات مبارزه کن...

 

شخصی نظاره گر تلاش و حرکت یک پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچکی بود که بر روی پیله ایجاد شده بود.

بعد از مدتی فعالیت و حرکت پروانه به اتمام رسید و ظاهر امر  نشان می داد که پروانه دیگر قادر به ادامه تلاش برای خارج شدن از پیله نمی باشد.

 شخص ناظر بر آن شد که به پروانه كمك كند و با قیچی پیله را باز كرد.  پروانه به راحتی از پیله خارج شد.

 و بعد  با خوشحالی از عملی که انجام داده ، به تماشای پروانه ادامه داد و انتظار داشت كه بالهای پروانه باز و  گسترده شوند و پروانه پرواز کند. 

ولی  هیچ اتفاقی نیفتاد! و پروانه هرگز نتوانست که پرواز کند !!

گاهی اوقات تلاش تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم.

اگر خدا اجازه می داد که بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ، به اندازه کافی قوی نبودیم و هرگز نمیتوانستیم پرواز کنیم  

 من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.

من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهیچه داد تا کار کنم.

 من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.

 من محبت خواستم و خدا به من فرصتهایی برای محبت  داد.

                                   

من به  هر چه که خواستم نرسیدم ......،

اما به هرچه که نیاز داشتم دست یافتم                                     

 

از طرف یک دوست

اگر تفسیر عدد تقدیری با واقعیات جور درنمی آیند

 

زمانیکه تفسیر مربوط به عدد تقدیری خود را می خوانید و آنرا را با تجربیات خود مقایسه می کنید، بسیاری از موضوعات در مورد زندگی شما و آشنایان روشن می شود. گاهی مطالب صحیح بنظر نمی آیند و ممکن است احساس کنید که همه یا قسمتی از آن صادق نیست.

در تفسیر عدد تقدیری، تمایلات و کوشش های مربوط به هر مسیر زندگی بطور مختصر شرح داده شده است، نه تمام خصوصیات خاص هر شخص در مسیر مشابه.

 

مسئله کلیدی برخورداری از یک دیدگاه وسیع است :

به الگوی کلی بیان شده توجه نمائید تا بدین ترتیب بیشترین سود عاید شما گردد. احتیاجی نیست که اطلاعات را بدون چون و چرا بپذیرید یا بدون مطالعه رد کنید. کسب آگاهی، زمان لازم دارد.

اگر موضوعات نسبت داده شده برای آشنایان با واقعیت تطابق ندارد، درخصوص این موارد در زندگی شان سوال کنید. برای مثال، ممکن است اشخاصی را با عدد تقدیری سراغ داشته باشید که در تفسیر آن از ناامنی صحبت شده باشد، ولی در ظاهر از اعتماد به نفس مناسبی برخوردارند. اگر از آنها بپرسید که موضوع اصلی در زندگی آنها ناامنی است، اگر ناامنی را تجربه کرده باشند، به احتمال زیاد آنرا تصدیق خواهند نمود. 

  

       درواقع، عدد تقدیری بیشتر با حقیقت باطنی افراد سروکار دارد تا با ظاهر خارجی.

 

با این حال اگر موارد و مطالب بنظر شما مطابق با حقیقت نباشد، احتمالات زیر را باید در نظر گرفت :

·  ممکن است که مطالب صرفا در مورد شما مصداق نداشته باشد. بالاخره هیچ سیستمی خالی از عیب نیست.

 

·  فقدان تطابق با حقیقت می تواند ناشی از تفسیر آن باشد. برای مثال، اگر به درختی اشاره شود و گفته شود : "آن یک درخت است" یک تفسیر است و اگر گفته شود : "آن یک درخت زیباست" تفسیر متفاوتی خواهد بود.

 

·      ممکن است نکات منفی شما که در حال حاضر برایتان مصداق دارند، را بیان شده

باشد.

 

·     ممکن است نکات مثبت یا شایستگی های شما که تاکنون آشکار نشده است، را بیان شده باشد.

 

·   ممکن است تاریخ تولد شما اشتباه باشد و یا درصورت درستی، به تاریخ میلادی اشتباه تبدیل شده باشد. و یا در موارد بسیار نادر، بخصوص اگر تولد شما درست قبل یا بعد از نیمه شب بوده باشد، شما تاریخ تولد خود را یک روز قبل یا یک روز بعد از تاریخ صحیح در نظر گرفته اید.

 

·    ممکن است تاکنون با موضوع خاصی مواجه شده باشید و یا آن مطلب تاکنون در زندگی شما تظاهر نیافته باشد.

 

·   بعضی اوقات در خصوص موضوعات نهفته در عمق باطنی مقاومت می کنیم یا بطور ناآگاهانه در برابر آنها سرگردان باقی می مانیم.

اگر شما در مورد موضوعی، احساس خاصی دارید یا مخالف آن هستید که در مورد شما مصداق دارد، موضوع را با دوستان نزدیک یا اقوامی مطرح کنید که شما را خوب می شناسد. ممکن است از بعضی موارد خاص که هنوز برای شنیدن آنها آمادگی ندارید، اجتناب کنید.

 

آنچه در درون مان با آن مواجه نمی شویم

همان چیزی است که بعنوان سرنوشت در خارج با آن مواجه خواهیم شد.

اطلاعاتی که در عدد تقدیری بیان می شوند، می توانند سبب صرفه جوئی در وقت شده و از مواجهه شما با دروس مشکل، پیشگیری نمایند. همچنین به شما یادآوری می کند که در سفر زندگی تنها نیستید و به اندازه کافی عاقل هستید که فکر خود را برای اکتشافات و اطلاعات جدید باز نگه دارید.

اگر اطلاعات ارائه شده با واقعیت تطبیق ندارند، از خودتان سوال کنید که حتی اگر این اطلاعات در مورد من صادق نباشد، ولی اگر این چنین بود و اگر واقعا این مسیر زندگی من بود، چطور این اطلاعات می توانست در زندگی من اثر گذارد؟ سپس مطالب را کنار بگذارید و بــعـــدا بسراغش بیائید. ممکن است در دومین یا سومین مطالعه مفهوم بیشتری برای شما داشته باشد؛ چرا که به مرور زمان بخش های قدیمی تری از خود را کشف می کنید که در بچگی آنها را کنار گذاشته اید.

با پذیرش و یکپارچه سازی مجدد انگیزه ها و لیاقت هایتان که سابقا کنار گذاشته شده بودید، انرژی دربند را آزاد می سازید و به قدرت جدید و خلاقیت دسترسی می یابید.

وسائل کسب بصیرت به شما کمک می کنند تا در مجموع خود را آنچنان که هستید، قبول داشته باشید. اگرچه ممکن است اطلاعات فراوانی در مورد خود کشف کنید، ولی ممکن است روان شما به تعداد کمی از آنها اجازه ظهور دهد تا نتیجه بهتری کسب گردد. این یک سازوکار مفید است که از ایجاد بار اضافی در ذهن جلوگیری می کند. ممکن است در هر نوبت مراجعه به موارد ذکر شده در تفسیر عدد تقدیری تان موضوع جدیدی را کشف کنید. موقعیت های زندگی، مشکلات موجود در ارتباطات و چالش ها همانند آینه ای عمل می کنند که دیگر دروغ نمی گویند.

در انعکاس زندگی روزمره است که ما می توانیم خود را بهتر بشناسیم.

  • تعداد کل صفحات : 10 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...